| بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش | وین سوخته را محرم اسرار نهان باش | |
| زان باده که در میکده عشق فروشند | ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش | |
| در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک | جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش | |
| دلدار که گفتا به توام دل نگران است | گو میرسم اینک به سلامت نگران باش | |
| خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش | ای درج محبت به همان مهر و نشان باش | |
| تا بر دلش از غصه غباری ننشیند | ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش | |
| حافظ که هوس میکندش جام جهان بین | گو در نظر آصف جمشید مکان باش |
گل من در فراغت تبه شد زندگانی
چه شبها که تنها به یادت گریه کردم چو ابر نوبهاری
دل من بی قرارم فغان از بی قراری
ربودی به یغما دلم را تو ای رنگ هستی
گناهی نکردم که از من تو پیمان گسستی
دل عاشق غمی داره با غمش عالمی داره چه کند بی قراره ....
میلاد تو ای موعود مهربان مبارک که حضورت را تشنه ایم
کاش عید حضورت و جشن ظهورت یکی شود