تبليغاتX
يه شنونده
اردیبهشت امسال شاید بهترین خاطره من از همه سفرهای کاری باشد.

برای اولین بار گزارشگرانی از رادیو در سفر  رهبر عزیز انقلاب حضور داشتند. آنهم به کجا ؟ شیراز . جایی که اخرین بار ۲۰ سال پیش در کسوت رئیس جمهور از آنجا بازدید کرده بودند

رادیو جوان با آیتم «این سه نفر» که خیلی هم کوتاه بود توانست توجه خیلی ها را به خود جلب کند. خیلی ها پسندیده بودند ، بعضی ها هم نه !

هر روز حداقل ۵ ساعت کار میکردیم تا ۵ دقیقه برنامه تولید کنیم. ولی بهترین خاطره ام از سفر به شیراز گفتگو با سه نوجوان شیرازی بود که امده بودند جلوی درب دانشگاه ببینند رهبری با چه تیم اسکورتی می آید؟ نه کارت داشتند که راهشان بدهند نه سن و سالشان به دانشگاهی ها و اساتید میخورد که از بحث استفاده کنند. بعدا" فهمیدیم به قول خودشان مدرسه را پیچانده اند و آمده اند رهبری را از نزدیک ببینند.

«این سه نفر» حالا مقابل «آن سه نفر» بودند. سوالات من و صادق و قاسم شروع شد:

- برای چی اینجا اومدید؟

- میخواییم آقای خامنه ای رو از نزدیک ببینیم

- برای چی ؟

- میگن خیلی قد بلند و نورانیه من خیلی حال میکنم از نزدیک ببینمش

- فکر میکنی بچه های رهبری چی کار میکنن؟

- چه میدونم لابد همه تو کار تجارت و بیزنس و همین کارهایی که بیشتر آقازاده ها میکنن. (یاد صحبتهای یکی از بچه های بیت رهبری افتادم که گفت: آقا بچه هاشون رو منع کردن از اینکه برن تو کار اقتصادی . ولی بدون اینکه این حرفها رو بهشون بگم به گفتگو ادامه دادیم)

- میدونی خونه رهبری تو تهران کجاست؟

- نه کجاست ؟

- حالا فکر میکنی خونه رهبر یه مملکت مثلا" باید کجا باشه ؟

- (با لهجه قشنگ و شیرین شیرازی گفت:) خب باید خیلی بزرگ باشه ، همه جور امکاناتی داشته باشه ، شیک باشه ، بهترین و آخرین کیفیت از همه وسایل باید باشه دیگه . اما من شنیدم خیلی ساده زندگی میکنه ایشون. یعنی داییم میگه اگه ببینی اصلا" باور نمیکینی. میگن همین مثل آدمهای معمولی زندگی میکنه . مثل خودمون.

- به نظرت آقای خامنه ای سوار چه جور ماشینی میشه ؟ اصلا" تیم اسکورت ایشون رو دیدی؟

- من ندیدم . ولی راستش اصلا" اومدم اینجا از نزدیک ببینم آقای خامنه ای که رهبر یه مملکت هستن ماشینشون چیه ؟ چه جوری اسکورتشون میکنن.

(یکی دیگه از این سه تا بچه مدرسه ای ادامه داد). البته من میتونم حدس بزنم ها ! چون من اگه رهبر بودم میگفتم کل خیابونها رو ببندن ، بعد بهترین ماشینی رو که تو کل دنیا وجود داره سوار میشدم. بالاخره من بالاترین مقام کشور بودم دیگه . بعدش هم حتما" باید۴۰ - ۵۰ تا اسکورت شیک و سریع داشته باشم تا اجازه ندن کسی جلو بیاد.

داشتیم به حرفهامون ادامه میدادیم که در دانشگاه باز شد و چند تا ماشین به تعداد کمتر از انگشتهای دو دست (شما نشنیده بگیرین کمتر از انگشتهای یک دست) از اونجا خارج شدن. شیک ترینشون یه پژو پارس (پرشیای) سفید بود. به یکیشون گفتم مثلا" اگه بگن رهبری توی یکی از این ماشینهاست باور میکنی ؟

گفت نه بابا ! اینجا مسئولای رده چندم اینقدر اسکورت دارن . تازشم ، اینها که خیلی ماشینهای معمولی و ساده ای بودن اصلا" بهشون نمیخورد که ....

یه دفعه سیل جمعیتی که تو سالن بود از دانشگاه اومدن بیرون و بچه های حفاظت هم از اون طرف خیابون صدامون کردن که زود باشید داریم میریم . جا بمونید خودتون باید بیایید. این به جهنم جریمتون اینه که به کل اتوبوس مینی بوس خبرگارا باید فالوده شیرازی بدید.

داشتم خداحافظی میکردم ، از دلم نیومد این سه تا نوجوون جواب نگرفته برن . گفتم به کسی نگو ولی رهبری تو یکی از همون چندتا ماشین ساده ای بود که دیدی. بهت زده مونده بودن هر سه تا . خداحافظی کردیم. اخرش هم فالوده شیرازی رو پیاده شدیم.

توضیح: تصویر تزیینی است

+ نوشته شده در شنبه 23 آذر1387ساعت 12:59 توسط يه شنونده

آواز خوش یک شعر که با موسیقی خوب اجرا شود حتما" برای شما هم خاطره شده و بعد اینکه تلاش کنید متن کامل آن را بدست بیاورید. و چه لذت بخش است متنی را که فقط کلماتی از ان را حفظ بودید حالا کامل بخوانید و این کار را بارها و بارها تکرار کنید. این همان شعری است که مدتها دنبالش بودم . نه اینکه پیدا کردنش سخت باشد همت من کم بود برای بدست اوردنش . و حالا میبینم هر روزی که نخواندمش انگار چه حظی را از دست داده ام . شاه بیتهایی دارد این شعر سعدی علیه الرحمه. مهمان من باشید خواندن این ابیات را :

هر که دل آرام ديد از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در اين دام رفت

ياد تو مي رفت و ما عاشق بيدل بديم

پرده برانداختي کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز چيست که در خانه تافت

سرو نرويد به بام کيست که بر بام رفت

مشعله اي برفروخت پرتو خورشيد عشق

خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت

عارف مجموع را در پس ديوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت

گر به همه عمر خويش با تو برآرم دمي

حاصل عمر آن دم است باقي ايام رفت

هرکه هوايي نپخت يا به فراقي نسوخت

آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

ما قدم از سر کنيم در طلب دوستان

راه به جايي نبرد هرکه به اقدام رفت

همت سعدي به عشق ميل نکردي ولي

مي چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت

+ نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 6:41 توسط يه شنونده