تبليغاتX
يه شنونده
تمام شد . سفرم را می گویم و حالا مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب ...

ظریفی در سفر می گفت وقتی خدا شما را بخشیده کارتان سخت تر است حق ندارید حتی کوچکترین گناهی کنید چون به اعتبار لطف خدا ممکن است گناه بزرگی را کوچک بشمارید. و ظریف همسفر من می گفت برای شما بعضی کارها دیگر عیب و عار است و باید با جهاد اکبر از ان فاصله بگیرید. جهاد اکبر !

فکر می کنم او منظور دیگری داشت و من برداشت خودم را داشتم. همیشه فکر می کردم آخرین پست وبلاگم چه مطلبی خواهد بود؟

حالا دقایق آغازین جمعه است عیدالایام و من آخرین فرصت برای زیارت جدم را غنیمت می شمرم تا به حرم شریفش بروم و التماسش کنم مرا در جهاد اکبر یاری کند.

خداحافظی در اوج بهترین نوع رفتن است و حالا که در اوج آسمانم با همه دوستان وبلاگی خداحافظی میکنم و تصویری از بهترین نقطه دنیا را به یکایک شما هدیه می کنم.

مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب ...

64imp1x5y6uzz5ys7joy.jpg

 رفتن از وبلاگ جهاداکبر نیست اما مقدمه دل کندن از بعضی تعلقات و ارتباطات خود ساخته است حلالم کنید

+ نوشته شده در جمعه 12 آذر1389ساعت 1:58 توسط يه شنونده

تصور اینکه با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت در جاده های آسفالت شده بین شهری شبه جزیره عربستان حرکت و همزمان از خدمات اینترنت پرسرعت استفاده کنم تا قبل از اینکه این اتفاق را از نزدیک ببینم و حتی خودم - همین حالا که این مطلب را می نوسیم - از ان استفاده کنم به شدت خنده دار می نمود.

نه خودباخته ام که برخی رسم و رسوم و آداب ایشان برایم بسیار جذاب باشد و احساس عقب ماندگی کنم و نه دوست دارم حال هوای معنوی سفرم خیلی تحت تاثیر این حرفها باشد.

اما وقتی میبنم حجاج ایرانی سیم کارت عربستان را به ایرانسل و همراه اول ترجیح میدهند و انصافا هزینه تا یک دهم و کیفیت چند برابری صدا و بدون تاخیر مکالمه و ... برایشان تمام می شود نمی دانم به عرب ها فخر ۷۰۰۰ سال پیش را بفروشم که من داشتم داشتم ... یا الان دارم دارم را حساب کنم !

سیمکارتهای 3G که وزیر ارتباطات با آب و تاب از آن حرف می زند که قرار است تازه دهه فجر به بازار بیاید - اگر تاخیر و اگر و امایی نداشته باشد - اینجا سرکوچه و خیابان و در مغازه فروخته می شود!

به هرحال مسافر مدینه بعد شده ام به لطف الهی خیلی یاد دوستانم هستم و به قدر وسعم در سجده آخر در مسجد الحرام یادتان کردم. خوشی و خرمی و شادکامی قرین لحظه لحظه زندگیتان ان شاالله

+ نوشته شده در جمعه 5 آذر1389ساعت 19:43 توسط يه شنونده

حاجی شده ام به لطف خدا . بزرگترین افتخار زندگی . وقتی فکر می کنم باید از اینجا بروم دلم تنگ می شود مخصوصا وقتی ترانه مسعود کرتیس را می شنوم گریه ام می گیرد...اینجا بشنوید

ذوق بازگشت به مدینه و توفیقی که کمتر نصیب کسی می شود حال پرواز به من داده است.

این عکس مربوط به سفر مدینه قبل است. با علی همسفر خوبم در بقیع دوست داشتنی ایستاده ام و برای رادیو گزارش می دهم . باشکوه ترین لحظه است. طلوع آفتاب در نردیک ترین فاصله با حضرت رسول جد عزیز و بزرگوارم و مزار گمشده مادر مظلومم زهرای مرضیه و فاطمه ام البنین مادر عزیز ابوالفضل(ع)

از صمیم دل آرزو می کنم نصیب شما هم بشود این لحظه های ناب. حس دل کندن از دنیا را می توان اینجا تجربه کرد. قسمتتان شود الهی

+ نوشته شده در جمعه 28 آبان1389ساعت 12:57 توسط يه شنونده

زیر آسمان خداییم در مشعرالحرام

عرفه بهترین روز عمرم تاکنون و چقدر از این "ترین ها" اینجا هدیه می شود به بندگان

حیرانی و انتظار سربازان سپیده تا تولد خورشید ... و جنگ با شیطان

ظریفی در این سفر به من گفت: تو به شیطان سنگ می زنی وقتی برگشتی او به تو زنگ می زند

سه شنبه اینجا عید قربان است. عید تسلیم و بندگی مبارک

التماس دعا

+ نوشته شده در دوشنبه 24 آبان1389ساعت 22:26 توسط يه شنونده

مطلب نسبتا مفصلی نوشته بودم که به علت همکاری شبکه اینترنت در عربستان کلا" پرید !

به هرحال اولین نماز صبح عمرم را در مسجدالحرم امروز به جا اوردم. نمی دانم چرا لابلای آن همه اتفاق دلم یک دعای فرج دست جمعی می خواست. این دو عکس را بامداد امروز گرفتم

تقریبا کسی نمانده که یادش نکنم ولو با یک صلوات....

لحظه ایستادن برای اقامه نماز جماعت صبح

طواف بعد از نماز صبح که خیلی خاطره خوشی بود

التماس دعا

+ نوشته شده در جمعه 14 آبان1389ساعت 8:48 توسط يه شنونده